بذر دلم را بپرور

   مگر نه این است که انسان بذر است و بایستی در این چند روز روزگار گندم شود برای آخرتش؟
    بذر دلم را در دشت وسیعی انداخته‌ام که خاکش شهدا، آفتابش ایمان، بارانش الطاف خداوندگار و اولیاالله است... همه چیز موافق جوانه زدن و روییدنی سرسبز... حالا فقط مانده است من، جنس بذر دل من... بذری که باید از عمق تاریک خاک سربرآورد، مشقت پوست شکافیدن را به جان بخرد و صعوبت روییدن را صبوری ورزد...
   احساس می‌کنم مرا کاشته‌اند و دارند تماشایم می‌کنند ببینند از زیر خاک، هفت رنگِ رنگین‌کمانی کدامین گل خوشبویی یا نهال سربلند کدامین درخت پرثمری خواهم شد؟
   نگرانم مبادا بذر دلم جوانه نزده در تاریکی خاک بگندد یا هنوز قد نکشیده زیر گام‌های بی‌حواس رهگذری ساقه معرفتم بشکند و یا ریشه‌ام در طی باد و باران و توفانی از زمین گسسته شود...
   این بذر کوچک کاشته شده، دعای خیری می‌خواهد قوّت روییدنش.

/ 4 نظر / 39 بازدید
m

[گل]

ماری

سلام انشالله که نهال خوبی ازش به بار بیاد

اهسته عاشق می شوم

ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ؟ ﻧﻪ ، ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﻓﺼﻠﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻭﺭﻕ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ( رضا کاظمی )

تامکت

بابا، خیلی غمگینی!!!!!!! یه خورده شاد باش!!!!!!!!!! زندگی آتشگهی دیرنده ، پا برجاست ! ور بیفروزیش! شعله اش از هر کران پیداست ، ورنه خاموشست و خاموشی گناه ماست!!!!!!!!